1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫- چشمان سوگوار -

2
00:01:31,780 --> 00:01:36,030
‫قسمت ۲۲

3
00:01:39,450 --> 00:01:41,160
‫سوپربیا (غرور)، آواریتیا (طمع)،

4
00:01:41,530 --> 00:01:42,290
‫بیایید!

5
00:02:00,550 --> 00:02:03,930
‫بهای خیانتت را با خون خواهی پرداخت!

6
00:02:11,480 --> 00:02:14,110
‫قلمروی کیمیاگریِ امپراتور برنز و آتش،

7
00:02:17,240 --> 00:02:18,910
‫تکمیل شد!

8
00:02:30,670 --> 00:02:32,450
‫چقدر رقت‌انگیز.

9
00:02:33,200 --> 00:02:37,020
‫تو هنوز همون بچه‌ای هستی که روی کارهاش فکر نمی‌کنه.

10
00:02:38,010 --> 00:02:39,130
‫ایرا (خشم)!

11
00:03:10,560 --> 00:03:15,640
‫فنریر، من مغز دومی که در ستون فقراتت پنهان شده بود رو نابود کردم.

12
00:03:16,200 --> 00:03:20,220
‫چو زیهانگ قبلاً این رو نادیده گرفته بود،
‫و همین بهت اجازه داد که بتونی حمله کنی.

13
00:03:41,210 --> 00:03:43,920
‫روزی که به این دنیا بازگردم،

14
00:03:43,920 --> 00:03:47,740
‫تمام خائنان باید بمیرند!

15
00:03:53,020 --> 00:03:55,500
‫من خودم از برادر کوچکترم محافظت می‌کنم.

16
00:03:57,380 --> 00:04:00,520
‫شیاطین باد سعی می‌کردن پرواز کنن و برن،
‫اما حالا همه‌شون دارن برمی‌گردن.

17
00:04:00,520 --> 00:04:02,180
‫امپراتور اژدها داره احضارشون می‌کنه.

18
00:04:02,180 --> 00:04:04,800
‫تیر کمانِ عنصر آتش مثل گوشت و خون لذیذ می‌مونه.

19
00:04:04,800 --> 00:04:07,310
‫احتمالاً بیشتر شیاطین باد رو به اینجا می‌کشونه.

20
00:04:15,010 --> 00:04:16,360
‫داس خون‌آشام!

21
00:04:25,140 --> 00:04:27,160
‫یانلیگ: سرزمین پاک!

22
00:04:31,860 --> 00:04:33,750
‫چه تعداد دیوانه‌واری.

23
00:04:33,750 --> 00:04:36,790
‫تک‌تک شیاطین باد از کل لانه اینجا هستن.

24
00:04:37,140 --> 00:04:39,100
‫این عالی نیست؟

25
00:04:39,100 --> 00:04:40,920
‫نمی‌ذاریم حتی یه دونه‌شون فرار کنه.

26
00:04:49,460 --> 00:04:51,270
‫تعداد شیاطین باد خیلی زیاده.

27
00:04:51,270 --> 00:04:53,030
‫این حصار زیاد دووم نمیاره.

28
00:05:09,450 --> 00:05:11,980
‫اون... ملکه‌ی شیاطین باده.

29
00:05:15,120 --> 00:05:16,870
‫دیکتاتور و...

30
00:05:16,870 --> 00:05:19,920
‫آگوستوس، این دو تیغه‌ی دوقلو دارن هم‌نوایی می‌کنن؟

31
00:06:04,760 --> 00:06:07,420
‫اون انفجار نهایی قدرت ما رو از شکاف بیرون انداخت.

32
00:06:07,420 --> 00:06:09,940
‫حالا شکاف ناپدید شده، پس نمی‌تونیم برگردیم تو.

33
00:06:11,640 --> 00:06:14,100
‫لو مینگ‌فی، از الان به بعد تنهایی.

34
00:06:14,880 --> 00:06:16,100
‫بهت ایمان دارم.

35
00:06:22,900 --> 00:06:24,360
‫زخم‌هام...

36
00:06:25,780 --> 00:06:27,020
‫خوب شدن.

37
00:06:28,080 --> 00:06:29,580
‫به لطف لو مینگ‌زه.

38
00:06:37,000 --> 00:06:39,400
‫امکان نداره! دوباره؟

39
00:06:40,320 --> 00:06:42,730
‫می‌شه بی‌خیال من بشی؟
‫واقعاً دیگه نمی‌تونم بجنگم!

40
00:06:42,730 --> 00:06:44,960
‫لو مینگ‌زه، لو مینگ‌زه!

41
00:06:44,960 --> 00:06:46,550
‫تو هم داری جیم می‌زنی؟

42
00:06:46,550 --> 00:06:48,200
‫مگه قرارمون سرویس کامل نبود؟

43
00:06:48,200 --> 00:06:50,480
‫این اژدها هنوز نمرده! چرا رفتی؟

44
00:06:56,120 --> 00:06:57,580
‫اون شیا می رو نبلعیده بود!

45
00:06:58,330 --> 00:07:00,050
‫فقط اون رو توی دهانش پنهان کرده بود.

46
00:07:00,730 --> 00:07:05,020
‫خواهر، بیدار شو، بیدار شو.

47
00:07:05,940 --> 00:07:08,860
‫بیا بریم، بیا بریم.

48
00:07:09,520 --> 00:07:10,910
‫بیدار شو.

49
00:07:11,360 --> 00:07:13,450
‫اینجا آدمای بد هستن.

50
00:07:14,190 --> 00:07:19,620
‫خواهر، بیا... بیا بریم یه جای دیگه بازی کنیم.

51
00:07:21,220 --> 00:07:22,380
‫خواهر...

52
00:07:57,780 --> 00:07:58,700
‫زلزله؟

53
00:08:04,160 --> 00:08:06,960
‫اینجا... داره فرو می‌ریزه.

54
00:08:14,220 --> 00:08:15,290
‫داداش،

55
00:08:16,160 --> 00:08:18,470
‫به نظر میاد قراره اینجا بمیریم.

56
00:08:23,590 --> 00:08:30,190
‫فکر می‌کنی... کسی هیچوقت می‌فهمه
‫ما چقدر برای نجات بشریت زحمت کشیدیم؟

57
00:08:32,300 --> 00:08:34,210
‫خوب می‌شد اگه کسی می‌فهمید.

58
00:08:35,600 --> 00:08:38,310
‫اصلاً نمی‌دونم چرا هنوز دارم غر می‌زنم.

59
00:08:39,750 --> 00:08:43,870
‫شاید... غر زدن تمام زندگی منه.

60
00:08:58,970 --> 00:09:00,300
‫بابا...

61
00:09:02,480 --> 00:09:03,500
‫داداش،

62
00:09:04,290 --> 00:09:05,440
‫بالاخره بیدار شدی!

63
00:09:05,860 --> 00:09:08,040
‫باید قبل از اینکه اینجا خراب شه بریم بیرون!

64
00:09:10,560 --> 00:09:13,290
‫لو مینگ‌زه، کلاهبردار، بیا بیرون!

65
00:09:14,360 --> 00:09:16,180
‫من نصف عمرم رو بهت دادم!

66
00:09:16,180 --> 00:09:18,160
‫داداش رو از دست پدرش برگردون!

67
00:09:18,460 --> 00:09:22,000
‫چون تو ازم می‌خوای، مشکلی نیست.

68
00:09:22,000 --> 00:09:23,160
‫خدمتکاران!

69
00:09:33,420 --> 00:09:36,180
‫من... مردم؟

70
00:09:36,920 --> 00:09:38,260
‫روگذر...

71
00:09:39,280 --> 00:09:40,430
‫خدمتکاران مرگ...

72
00:09:41,710 --> 00:09:44,620
‫زخم‌هام... همه‌شون خوب شدن.

73
00:09:46,240 --> 00:09:47,300
‫روگذر؟

74
00:10:16,850 --> 00:10:17,420
‫بابا!

75
00:10:19,020 --> 00:10:20,360
‫زیهانگ،

76
00:10:21,740 --> 00:10:23,850
‫تو دیگه بزرگ شدی.

77
00:10:23,850 --> 00:10:26,540
‫به نظر میاد اون گنده بک نتونست بگیرتت.

78
00:10:26,540 --> 00:10:27,850
‫دیدی بابات چقدر خفنه!

79
00:10:28,500 --> 00:10:31,910
‫بابا، تو همیشه خفن بودی.

80
00:10:33,620 --> 00:10:36,190
‫اون گنده بک حتی یه کیف قلابی رو برداشت!

81
00:10:37,820 --> 00:10:40,600
‫اصل کاری رو توی قطب شمال قایم کردم.

82
00:10:40,600 --> 00:10:42,160
‫کلیدش دست توئه.

83
00:10:42,640 --> 00:10:45,460
‫شاید بتونه جونت رو نجات بده.

84
00:10:45,460 --> 00:10:47,750
‫حالا، پسرم، به حرفم گوش کن و از اینجا برو.

85
00:10:47,750 --> 00:10:49,040
‫بسپارش به من!

86
00:10:50,830 --> 00:10:54,000
‫این بار، فرار نمی‌کنم.

87
00:11:21,850 --> 00:11:22,960
‫انجام شد.

88
00:11:23,740 --> 00:11:26,450
‫حالا یک چهارم از زندگیت رو برمی‌دارم.

89
00:11:27,110 --> 00:11:28,540
‫مشتاقانه منتظر دفعه‌ی بعدم!

90
00:11:28,540 --> 00:11:31,330
‫هی! هنوز بیرون نرفتیم، داری می‌ری؟

91
00:11:40,020 --> 00:11:42,670
‫یالا، پسر! برو خونه!

92
00:11:42,670 --> 00:11:45,520
‫گریه نکن! چشمای کوچولوت رو باز کن و ببین!

93
00:11:45,520 --> 00:11:49,450
‫این پشتیبانی باشکوه از طرف برادر روحیِ مقدر شده‌ی توئه!

94
00:11:51,030 --> 00:11:55,110
‫لعنتی! چرا این لحن مسخره انقدر آشناست؟

95
00:12:07,440 --> 00:12:11,620
‫کدوم اژدهای احمقی این قوانین بچگانه و رو اعصاب رو گذاشته؟

96
00:12:11,960 --> 00:12:13,370
‫من که خسته شدم!

97
00:12:53,460 --> 00:12:54,670
‫وسایل من...

98
00:12:55,930 --> 00:12:57,210
‫هنوز اینجاست؟

99
00:13:01,260 --> 00:13:02,360
‫این چیه؟

100
00:13:02,360 --> 00:13:03,860
‫کلید آپارتمان...

101
00:13:04,560 --> 00:13:06,430
‫شیا می.

102
00:13:09,890 --> 00:13:11,020
‫داداش،

103
00:13:12,170 --> 00:13:14,450
‫اون کسی که یه احمق به تمام معناست تویی.

104
00:13:16,680 --> 00:13:20,170
‫آخرین سیگنال موبایل لو مینگ‌فی از این ورودی مترو بوده.

105
00:13:20,170 --> 00:13:21,900
‫طاقت بیار، داداش کوچیکه!

106
00:13:22,860 --> 00:13:25,200
‫یه عمره دنبالتون می‌گردم.

107
00:13:25,200 --> 00:13:26,580
‫بعد یهو پیداتون شد.

108
00:13:26,580 --> 00:13:30,160
‫آره، جزئیاتش رو بعد از اینکه برگشتیم حرف می‌زنیم. ممنون.

109
00:13:30,160 --> 00:13:31,760
‫لازم نیست تشکر کنی.

110
00:13:31,760 --> 00:13:33,580
‫فقط منو به یه شام دیروقت مهمون کن.

111
00:13:33,580 --> 00:13:34,910
‫لو مینگ‌فی!

112
00:13:38,520 --> 00:13:40,780
‫لو مینگ‌فی، حالت خوبه؟

113
00:13:40,780 --> 00:13:43,720
‫من خوبم. داداش به شدت زخمی شده.

114
00:13:43,720 --> 00:13:44,800
‫آمبولانس خبر کردم.

115
00:13:47,090 --> 00:13:50,880
‫اون... نشان انجمن پزشکی قصر مقدسه.

116
00:13:50,880 --> 00:13:51,900
‫چیزی شده؟

117
00:13:51,900 --> 00:13:53,720
‫آه... من خوبم.

118
00:13:54,070 --> 00:13:55,890
‫چرا جواب تلفن‌هام رو نمی‌دادی؟

119
00:13:55,890 --> 00:13:58,740
‫آه، ببخشید، من...

120
00:13:58,740 --> 00:14:02,430
‫اما، همونطور که از یه رتبه S انتظار می‌ره، ماموریت رو کامل کردی.

121
00:14:02,430 --> 00:14:03,730
‫تو قهرمان مایی!

122
00:14:05,100 --> 00:14:07,990
‫خب، به لطف داداشه

123
00:14:08,560 --> 00:14:10,490
‫که من هنوز زنده‌ام.

124
00:14:11,080 --> 00:14:14,440
‫منم همینطور! من قهرمان بزرگ رو برگردوندم!

125
00:14:15,030 --> 00:14:16,210
‫غذایی چیزی داری، زیرو؟

126
00:14:16,210 --> 00:14:17,600
‫دارم از گشنگی می‌میرم!

127
00:14:17,600 --> 00:14:19,940
‫چطوری می‌تونی غذا بخوری وقتی داداش رو کول کردی؟

128
00:14:19,940 --> 00:14:21,600
‫لو مینگ‌فی، می‌تونی یه کم بغلش کنی؟

129
00:14:21,600 --> 00:14:21,980
‫حتماً.

130
00:14:21,980 --> 00:14:24,870
‫نه، لو مینگ‌فی به اندازه کافی زحمت کشیده.

131
00:14:24,870 --> 00:14:26,260
‫شکلات می‌خوای، لو مینگ‌فی؟

132
00:14:26,260 --> 00:14:27,840
‫هی، این نامردیه!

133
00:14:29,640 --> 00:14:33,870
‫تولدت مبارک.

134
00:14:33,870 --> 00:14:38,350
‫تولدت مبارک.

135
00:14:43,220 --> 00:14:44,000
‫ها؟

136
00:14:44,000 --> 00:14:44,840
‫چی شده؟

137
00:14:44,840 --> 00:14:45,740
‫اونجا رو.

138
00:14:47,890 --> 00:14:48,940
‫دیگه...

139
00:14:52,140 --> 00:14:53,110
‫صبح شده.

140
00:14:59,640 --> 00:15:01,210
‫امپراتور اژدها کشته شد.

141
00:15:01,210 --> 00:15:04,080
‫بخش اول نقشه با موفقیت انجام شد.

142
00:15:04,080 --> 00:15:07,880
‫حالا می‌تونیم کالج رو به مرحله‌ی بعدی هدایت کنیم.

143
00:15:11,140 --> 00:15:14,570
‫وارثان جوان اون خانواده‌ها اخیراً دردسر درست کردن.

144
00:15:14,570 --> 00:15:18,000
‫هنوز از تحقیر شدن توسط آنژو دفعه‌ی قبل دلخورن.

145
00:15:18,000 --> 00:15:22,480
‫چندتا احمق حتی هواپیما چارتر کردن که بیان شانگدو تماشای اژدهاکُشی،

146
00:15:22,480 --> 00:15:26,640
‫ولی تو هنوز از همه‌شون احمق‌تری.

147
00:15:27,350 --> 00:15:31,530
‫با توجه به تصمیمم برای سپردن آینده‌ی دورگه‌ها به یه احمقی مثل تو،

148
00:15:31,530 --> 00:15:33,310
‫منم حتماً یه احمقم.

149
00:15:36,130 --> 00:15:38,470
‫حتی تو هم داری به اون بچه کمک می‌کنی؟

150
00:15:38,470 --> 00:15:40,220
‫مگه اون یه جور برگزیده‌ست،

151
00:15:40,220 --> 00:15:43,210
‫که مقدر شده همه تو دنیا عاشقش بشن؟

152
00:15:43,210 --> 00:15:48,040
‫نه، نه، اون بچه بی‌مصرفه،
‫بدون هیچ ویژگی مثبتی.

153
00:15:48,040 --> 00:15:49,280
‫کاملاً برعکس،

154
00:15:49,280 --> 00:15:51,430
‫اون تمام نقص‌های بشریت رو داره.

155
00:15:51,930 --> 00:15:52,890
‫اما؟

156
00:15:52,890 --> 00:15:56,310
‫اما دورگه‌ها هنوز نیمه‌انسان هستن،

157
00:15:56,890 --> 00:16:03,310
‫مثل فروتن‌ترین، ضعیف‌ترین و رقت‌انگیزترین بخش از وجود ما که در اعماق روح هر کسی هست.

158
00:16:05,520 --> 00:16:09,530
‫کمک کردن به اون مثل کمک کردن به خودمونه.

159
00:16:11,360 --> 00:16:12,820
‫چقدر احساساتی.

160
00:16:13,440 --> 00:16:16,190
‫منو یاد جوونی‌هام می‌ندازه.

161
00:16:17,140 --> 00:16:18,780
‫درباره‌ی چو زیهانگ بهم بگو.

162
00:16:20,070 --> 00:16:23,440
‫درون قلب چو زیهانگ، همیشه پسربچه‌ای وجود خواهد داشت

163
00:16:23,960 --> 00:16:27,790
‫که در شب یک طوفان، تنها روی یک روگذر خالی ایستاده.

164
00:16:29,410 --> 00:16:32,720
‫احتمالاً همه‌ی ما یه بچه‌ی لجباز این شکلی،

165
00:16:32,720 --> 00:16:34,150
‫درون خودمون داریم.

166
00:17:04,120 --> 00:17:07,750
‫امروز ساعت ۱۲ ظهر، ناهار خونه‌ی شیا می.

167
00:17:21,680 --> 00:17:23,190
‫فقط یه وعده غذاست!

168
00:17:23,190 --> 00:17:25,070
‫باید چند ساعتی وقت داشته باشی.

169
00:17:25,070 --> 00:17:27,150
‫داداشم واقعاً می‌خواد ببینتت.

170
00:17:27,150 --> 00:17:28,920
‫پشت تلفن داد می‌زد،

171
00:17:28,920 --> 00:17:31,820
‫«آبجی، می‌خوام داداش بزرگه باهام بازی کنه!»

172
00:17:31,820 --> 00:17:34,510
‫چاره‌ای نداشتم جز اینکه دعوتت کنم!

173
00:17:34,510 --> 00:17:35,900
‫خواهش می‌کنم، باشه؟

174
00:18:20,620 --> 00:18:22,360
‫زندگی کردن تو همچین جایی،

175
00:18:23,110 --> 00:18:24,830
‫بدون حتی یه تلویزیون،

176
00:18:26,530 --> 00:18:29,040
‫مجبور بوده تنهایی غروب خورشید رو تماشا کنه، نه؟

177
00:18:30,960 --> 00:18:32,310
‫و وقتی شب می‌شه،

178
00:18:33,020 --> 00:18:35,420
‫مجبور بوده پنجره‌ها رو کامل بپوشونه، درسته؟

179
00:18:37,440 --> 00:18:38,850
‫وگرنه می‌ترسیده.

180
00:18:41,320 --> 00:18:42,320
‫اژدهایان...

181
00:18:44,050 --> 00:18:45,420
‫از تاریکی می‌ترسن؟

182
00:19:12,650 --> 00:19:13,740
‫اون...

183
00:19:15,600 --> 00:19:17,860
‫تمام این سال‌ها اینجوری زندگی می‌کرد؟

184
00:19:21,890 --> 00:19:25,440
‫راستی، پدر و مادرم می‌خوان شما رو برای یه وعده غذا دعوت کنن.

185
00:19:25,440 --> 00:19:26,850
‫ها؟ چرا؟

186
00:19:26,850 --> 00:19:29,350
‫بهشون گفتم که خیلی هوام رو داشتید، برای همین...

187
00:19:32,520 --> 00:19:34,380
‫در واقع، اون هیچ پدر و مادری نداشت،

188
00:19:35,710 --> 00:19:37,460
‫و نه برادری با معلولیت ذهنی.

189
00:19:39,150 --> 00:19:41,860
‫اون کمدی پر از لباس نداشت که از بینشون انتخاب کنه.

190
00:19:43,360 --> 00:19:44,860
‫هیچکس براش آشپزی نمی‌کرد.

191
00:19:46,160 --> 00:19:47,760
‫هیچکس باهاش حرف نمی‌زد.

192
00:19:50,140 --> 00:19:52,300
‫شب‌ها اینجا ساکت می‌نشست،

193
00:19:53,690 --> 00:19:55,420
‫به صدای انسان‌ها گوش می‌داد،

194
00:19:57,410 --> 00:19:59,510
‫و یاد می‌گرفت چطور انسان باشه.

195
00:20:01,470 --> 00:20:03,690
‫اژدهایی به نام «یورمونگاند»

196
00:20:05,140 --> 00:20:07,680
‫زندگی‌ای به نام «شیا می» را خلق کرد.

197
00:20:09,640 --> 00:20:11,140
‫چقدر از وجودش شیا می بود؟

198
00:20:15,280 --> 00:20:18,980
‫یا شاید... شیا می اصلاً وجود نداشت.

199
00:20:20,900 --> 00:20:23,100
‫اون فقط یه سایه‌ی خیالی بود.

200
00:20:29,430 --> 00:20:31,810
‫اون کلمات پر از تنهایی تلخ بودن،

201
00:20:33,390 --> 00:20:37,520
‫با این حال اون‌ها رو خیلی سرد و پر از کنایه می‌گفت،

202
00:20:38,640 --> 00:20:40,320
‫و حاضر نبود ضعفی از خودش نشون بده.

203
00:20:42,640 --> 00:20:43,580
‫درسته.

204
00:20:45,520 --> 00:20:47,660
‫اون دختری بود که هرگز ضعف نشون نمی‌داد.

205
00:20:50,030 --> 00:20:52,900
‫با وجود اینکه تو این دنیا خیلی تنها بود،

206
00:20:52,900 --> 00:20:55,290
‫هیچوقت از مسیرش منحرف نشد.

207
00:20:57,150 --> 00:20:59,380
‫حتی روبروی یه اتاق خالی،

208
00:21:00,200 --> 00:21:01,820
‫فریاد می‌زد...

209
00:21:02,450 --> 00:21:03,950
‫من برگشتم!

210
00:21:07,010 --> 00:21:09,740
‫ها؟ داداش، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

211
00:21:49,410 --> 00:21:51,230
‫باید اینطوری می‌شد.

212
00:21:53,440 --> 00:21:55,250
‫این بار، وقتی بیدار بشم،

213
00:21:56,230 --> 00:21:59,140
‫دیگه اون فرشته رو نمی‌بینم که سرش رو زیر نور خورشید پایین آورده،

214
00:22:00,620 --> 00:22:03,320
‫و لب‌هاش که انگار می‌خوان مال من رو ببوسن.

